۱۳۹۴ شهریور ۸, یکشنبه

چرا در قرن بيست و يكم و عصر آگاهي ها نيمي از جامعه ي ایران، در نابرابری و یکسان نبودن حقوق شهروندي بسر ميبرد؟


 #ایرانچرا در قرن بيست و يكم و عصر آگاهي ها نيمي از جامعه ي ایران، در نابرابری و یکسان نبودن حقوق شهروندي بسر ميبرد؟

زنان ميهن ما، از دیرباز دوشادوش مردان در گردش جامعه ی حاضر بوده اند اما این نیروی عظیم کار و حرکت، با وجود دارا بودن توانمندی های بسیار، با نگاه سنگین جنسیتی و نابرابری از سوی مردسالاران حاكم به کناری رانده شده اند. زنان نه تنها از محدودیت های فضای کاری رنج می برند بلکه نابرابری حقوق و مزایا با وجود کار یکسان دردی است که برای آنان بسیار آزار دهنده است.
شکاف دستمزد میان زنان و مردان روز به روز افزايش مي يابد و همچنان این نابرابری ادامه دارد به طوری که در حال حاضر به طور میانگین، حقوق دریافتی زنان در كارگاههاي توليدي و مزارع و ... بعضا يك سوم و يا يك چهارم مردان است.  این نابرابری برای زنان دارای فرزند بیشتر مشهود بوده است و این زنان به نسبت تعداد فرزندان و استفاده از مرخصی های زمان زایمان، از حقوق و مزایای کمتری برخوردار هستند. يكي از دلايلي كه كشور ما به عنوان غمگين ترين كشورهاي جهان معرفي شده همين نابرابري هاي ظالمانه است. .

در هر حال باید توجه داشت زنان نیمی از سرمایه ی انسانی هر کشور را تشکیل می دهند و جوامع در صورت استفاده نکردن از توانمندی های زنان، زیان خواهند دید مخصوصا كه در ايران ما زنان و دختران60% از كرسي هاي دانشگاهي را در اختيار دارند. بطور مثال در همين سال 94 در آزمون سراسری ، ۸۸۰ هزار و ۷۵۶ نفر شرکت کردند که حدود ۵۹ درصدشان زن و ۴۱ درصدشان مرد بودند.
در همين رابطه ، ۲۶.۵ درصد زنان و ۲۰.۸ درصد مردان در طول یک سال به یک نوع اختلال روانی مبتلا می‌شوند... همچنین بر اساس آماری که از سوی سازمان آمار کشور اعلام شده ۵.۱۴ درصد زنان سرپرست خانوار دارای بیماری روانی هستند.... بسیاری از خودکشی‌ها، همسرکشی‌ها و فرزند کشی‌ها ناشی از فشارهای روانی و استیصال است. عوامل اقتصادی می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل نگرانی و استیصال مردم باشد..
اما بايد ديد علت اصلی اين نابساماني و شرايط چيست؟ علت حاكميت زن ستيزي است كه زنان را به عنوان موجوداتي درجه 2 و بي ارزش مي نگرد، حاكميتي كه سران آن مغز زنان را كوچكتر از مردان ميدانندو كار اصلي زنان را شوهرداري و بچه داري ارزيابي ميكنند و آنرا بزرگترين ثواب ميدانند!!
حتي طبق گزارشي كه در مجلس ارائه شده نرخ اشتغال زنان بين 12تا17 درصد ميباشد و به همين دليل زنان ايراني فقيرترين و غمگين ترين و بي پناه ترين زنان دنيا محسوب ميشوند.

حال بايد پرسيد چاره ي اين همه نا بابرابري چيست؟
ما معتقديم همه چيز به پايه هاي يك حكومت بستگي دارد كما اينكه در حا ل حاضر معيار يك حكومت دمكراتيك بر دو اساس پايه ريزي شده است:
1. رويكرد دولت حاكم با وضعيت زنان و آزادي و دمكراسي و شغل و سرپناه براي آنان
2. رسيدگي به وضعيت  جوانان كشور و ميزان اهميت و بودجه اي كه براي ورزش در نظر گرفته ميشود 
اين دو پايه ي اصلي در يك دولت دمكراتيك است حال خود قضاوت كنيد كه در حال حاضر كشور ما چه وضعيتي دارد.  

iran #تهران #ایران 
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 

#ايران #استان_تهران #دماوند #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه  #پردیس #ری #رباط‌_کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قدس #بهارستان #قرچک

برای مادرانی که درد را می فهمند- مادر امیر ارشدتاجمیر از شهیدان قهرمان عاشورای88 با ما سخن میگويد بشنويدش :


#ایران  برای مادرانی که درد را می فهمند
دوستان عزيز!
مادر امیر ارشدتاجمیر از شهیدان قهرمان عاشورای88 با ما سخن میگويد بشنويدش :

برای مادرانی که درد را می فهمند . و من مادر امیر ارشد تاج میر هستم
من می سوزم . مدام می سوزم
هر لحظه . هر دقیقه . هر ساعت و هر روز
شما مادران آقا زاده ها ؟ شما هم می سوزید
نمی دانم . دوست هم ندارم بسوزید .
شما هم مادرید . پس حتما عاشقید . عاشق فرزندانتان .
ما هم عاشقیم . عاشق فرزندانمان .
شما درد ندارید . فرزندانتان سیر اند .
ما . درد داریم . فرزندانمان گرسنه اند .
شما درد ندارید . فرزندانتان خوشحالند و از هفت دولت آزاد .
ما درد داریم . فرزندانمان اسیرند و در آزار .
شما مادران آقازاده ها ؟ درد بد است
چگونه درد های ما را می بینید و نمی بینید ؟
شما چگونه زجر های ما را می بینید و نمی بینید ؟
مادر . مادر است . چه مادر آقا زاده ؟ چه مادر یک مبارز
فرزندان ما قاتل نیستند . وزارت و صدارت نمی خواهند .
آنها انسانند . انسانی که به یک لقمه نان شرافتمندانه . قا نع اند .
نگذارید آنها را برای عقایدشان . سر به دار کنند .
من نمی توانم . حتی خاری را در پای فرزند شما ببینم .
شما چگونه خنجر بی مهری را بر سینه ی پاک فرزندان ما
می بینید و سکوت می کنید ؟
بس است . کشتن . به بهانه های واهی . بس است .
بس است . زندان و شکنجه به هر دلیل . بس است .
می دانید ؟ به جای هر یک تنی . که بی گناه کشته می شود ؟
میلیونها تن زاده می شوند و هیچکس نمی تواند
جلوی این تکثیر بی وقفه را بگیرد .
این جبر تاریخ است . این جبر تاریخ است .
iran #تهران #ایران 
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 

#ايران #استان_تهران #دماوند #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه  #پردیس #ری #رباط‌_کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قدس #بهارستان #قرچک


زندانيان سياسي زن را بشناسيم


iran #تهران #ایران همسرصدیقه مرادی: تاوان سال ۶۰ را می پردازیم


همسرش می گوید هنوز آثار شکنجه ها و دردهای زندان دهه ۶۰ بر بدن او است و حالا بیش از ۴ سال است که بدون مرخصی در زندان اوین به سر می برد. صدیقه مرادی، زندانی سیاسی بند نسوان زندان اوین، به گفته همسرش، زنی ۵۴ ساله و خانه دار است و بعد از آزاد شدن از زندان در دهه ۶۰ دیگر فعالیتی نداشته اما به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق به محاربه و ۱۰ سال زندان محکوم شده است.او یکی از زندانیان گمنامی است که کمتر درباره وضعیت اش در رسانه ها خبری منتشر شده است. صدیقه مرادی وضعیت جسمی مساعدی ندارد و مهدی خواص، همسرش در مصاحبه با روز می گوید: از نظر جسمی ایشان به خاطر وضعیت سنی و دردهای استخوانی شرایط خوبی ندارند. بخصوص که زندانی دهه ۶۰ بوده و عواقب و دردهای شکنجه های آن زندان هنوز در بدنش است. مشکل شدید معده هم دارد و وضعیت اش در زندان بدتر شده. حتی روزی هم که آمدند ایشان را ببرند، خانه ما طبقه چهارم بود کمردرد شدیدی داشت و با درد شدیدی پایین رفت . ۸ تا ۹ ماه هم که انفرادی نگه اش داشتند. در کل وضعیت جسمانی خوبی ندارد، ولی کاری نمی توان کرد ، باید بسازیم.همسر صدیقه مرادی توضیح می دهد: او در دهه ۶۰ دانش آموز دبیرستانی بود و قبل از ۳۰ خرداد بازداشت شده بود؛ یعنی ۲۷ خرداد سال ۶۰. درواقع یک دانش آموز دبیرستانی  که در آن زمان هوادار مجاهدین بود . بعد هم سال ۶۴ او را دوباره دستگیر کردند و ۴ سال زندانی بود و سال ۶۸ آزاد شد. اما دیگر هیچ فعالیتی نداشت والان به نوعی دارد تاوان همان دهه ۶۰ را باز می پردازد. روزی که آمدند او را ببرند، چیزی به ما نگفتند فقط حکم بازداشت را نشان دادند. ساعت ۵ صبح ۱۱ اردیبهشت ۹۰ ریختند خانه ما. دخترم که ۱۳ سالش بود، خواب بود. بعد گفتند با مجاهدین ارتباط داشتی و اتهام  هواداری موثر از این سازمان را زدند و حکم ۱۰ سال زندان دادند در حالیکه خانم من یک زن خانه دار بود و هیچ فعالیتی نداشت.سوال میکنم: چطور در شرایطی که می گویید همسرتان هیچ فعالیتی نداشت چنین اتهام سنگینی متوجه او کرده اند؟ می گوید: هیچ ارتباطی با مجاهدین نداشت. تنها ارتباطش این بود که با دوستان سابق اش که در زندان با هم بودند، یعنی هم بندی های  زندان، رفت و آمد داشت، که آن ها هم همین جا، یعنی در ایران زندگی میکنند. همسرم با آنها که دوستان قدیمی و همبندی زندان بودند، رفت و آمد داشت. همین را گفتند ارتباط و اتهام محاربه زدند شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب و قاضی مقیسه حکم ۱۰ سال داد که در تجدیدنظر هم تایید شد. وکیل شان هم که خانم پورفاضل بود  وقتی شنید ۱۰ سال خیلی خوشحال شد. می گفت کف حکم محاربه را داده اند،حکم محاربه اعدام است. کلا راضی بود از وکالت خودش و می گفت من توانستم حکم را پایین بگیرم.آقای خواص می گوید که براساس ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی به همسرش اتهام محاربه زده اند: بر اساس این ماده هرکسی در هرشرایطی با جریاناتی که قیام مسلحانه کرده، چه شاخه سیاسی چه هر شاخه دیگری با حکم مرکزیت آن جریان محکوم می شود. حالا اما تعریف محاربه در قانون این نیست ولی خب بر همین اساس اتهام و حکم را دادند.او می گوید: همسرم تاکنون مرخصی نیامده؛تلفن هم ندارند یعنی اصلا امکان تلفن به ما را ندارد. ملاقات هم هفته ای یکبار است و کابینی.البته باید ماهی یکبار  برویم دادستانی درخواست کنیم، فرم پر کنیم و درخواست ملاقات حضوری بدهیم. دخترم اما مدرسه می رود و ملاقات برای او دو هفته یکبار است. خیلی سخت است من نمی خواهم بین دختر و پسر تفاوتی قائل شوم اما دختر نوجوان خیلی از مسائل را با مادر می تواند مطرح کند. ملاقات ها هم  تاثیر گذار است اما همان یکی دو روز، بعد نه تلفنی است نه هیچ امکان دیگری تا ملاقات بعدی. درحالیکه قانون می گوید حق تلفن دارند، حق مرخصی دارند و …همسر صدیقه مرادی می گوید که برای اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی هم پی گیری کرده اما در نهایت گفته اند ماده ۱۳۴ شامل حال همسرش نمی شود چون محاربه است. او تنها همین یک اتهام را دارد. 
iran #تهران #ایران 
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 
#ايران #استان_تهران #دماوند #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه  #پردیس #ری #رباط‌_کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قدس #بهارستان #قرچک

شاعره ي پر شور ايران زمين زني دگرانديش و طغيانگر بر عليه متحجرين زمانه ...


iran #تهران #ایران شاعره ي پر شور ايران زمين زني دگرانديش و طغيانگر بر عليه متحجرين زمانه ...

تا آخرین لحظه های زندگی‌، خانه‌اش پر می‌شد از جوانان علاقه‎مند به او و آثارش. پرستارش گاهی کلافه می‌شد از سیل تماس‌هایی که دوست‎داران «سیمن دانشور» برای جویا شدن از حال او می‌گرفتند و به گفتن یک جمله «خانم خوبن، دارن استراحت می‌کنند»، اکتفا می‌کرد. سیمین دانشور فرزندی نداشت اما پرستارش می‌گفت: «روزی نیست که جوانی تماس نگیرد و تقاضای دیدن خانم دانشور را نداشته باشد.»من و چند نفر از دوستانم هم از همان طرف‌داران سمجی بودیم که هم‌نشینی با خانم سیمین دانشور یکی از آرزوهایمان بود. یک بار آن قدر با خانم پرستار صحبت کردم که بالاخره راضی شد: «می‌توانید آخر هفته به دیدن او  بیایید. یک عصر دلنشین به خانه‌ای در محله تجریش رفتیم تا از نزدیک او را در خانه‌اش ببینیم؛ خانه‌ای که بوی کاغذ و کتاب و قلم و جوهر از گوشه گوشه‌اش به مشام می‌رسید.»ما جوانان روزنامه نگار به خانه‌ نخستین نویسنده زن ایران رفته بودیم؛ اولین رییس «کانون نویسندگان ایران»؛ زنی که سال‌ها پیش، زمانی که خیلی از زن های ایرانی سواد خواندن و نوشتن نداشتند، با نام مستعار «شیرازی بی نام» برای مهم ترین روزنامه‌های ایرانی می‌نوشته است. ما در خانه نویسنده «سووشون» نشسته بودیم و همگی لال بودیم. «سو وشون» مهم ترین آثار سیمین دانشور و از تاثیرگذارترین داستان های ایرانی است که به 17 زبان دنیا ترجمه شده است. او در این کتاب، زندگی اجتماعی مردم را در روزگاری که نیروهای انگلیسی، ایران را اشغال کردند، روایت کرده است.  ما مبهوت خانه خانم نویسنده بودیم که سیمن دانشور که آن روزها هشتاد و چندساله بود، آمد. پرسیدیم و آرام آرام جواب می‌داد با ته لهجه شیرازی که همه ما را  به فضای داستان‌ سووشون و اصطلاحات شیرازی‌ آن می‌برد. نگاهی به میهمانانش که همگی دخترانی جوان بودند، انداخت و گفت: «چه خوب که همه تان کار می‌کنید. خوشحالم که زن‌ها بیش تر از گذشته فعال شده‌اند.» بعد رفت به زمان‌های دور، به روزهایی که با نویسندگان و روشن‌فکران هم‌دوره‌اش به کافه می‌رفتند و رفت و آمد داشتند: «آن زمان وقتی  بیرون می‌رفتیم یا جلسه کانون نویسندگان بود، ما زن‌ها خیلی کم بودیم اما الان... خب خیلی خوب است.» بعد لبخند زد .سیمین دانشور متولد ۱۳۰۰ است؛ شیراز به دنیا آمده، پدرش پزشک بوده و مادرش نقاش و مدیر هنرستان دخترانه شیراز. از کودکی با شعر، داستان و ادبیات آشنا می‌شود. در دانشگاه هم رشته ادبیات را انتخاب می‌کند و به تهران می‌رود. آن جا برای روزنامه‌های معتبر آن دوره مقاله می‌نویسد. سیمن دانشور در زمانی اولین مجموعه داستانش را منتشر می‌کند که هیچ زنی قبل از او به طور جدی وارد این حیطه نشده است. اولین اثرش چاپ شده بوده که در اتوبوس با «جلال ال احمد»، نویسنده، مترجم و روشن‌فکر دینی آشنا ‌شد. این آشنایی به ازدواج منجر می‌شود. خانه ای که ما در آن سیمین دانشور را ملاقات کردیم، خانه‌ جلال و سیمین بود. سیمین بعد از آشنایی با جلال هم خواندن ادبیات را تا مقطع دکترا ادامه می‌دهد، بعد دو سال می رود امریکا. او در «دانشگاه استنفورد» در رشته زیبایی‌شناسی مشغول تحصیل می‌شود. سیمین دانشور پس از بازگشت از امریکا، بر کرسی استادی دانشگاه تهران می‌نشیند.سیمین دانشور یکی از کسانی است که برای بهبود وضعیت زنان در ایران تلاش کرده است. در همان روز ملاقات خودش گفت: «من در همه داستان‌هایم سعی کردم به شکلی وضعیت زنان ایرانی را نشان بدهم. می‌خواستم راوی صبر و تحمل و بی پناهی‌های آن ها باشم.» او به خوبی این نقش را ایفا کرده است. سیمین دانشور فقط یک نویسنده نبود؛ آثار زیادی از نویسندگان بزرگ به قلم او ترجمه و نویسندگان زیادی توسط او به ایرانیان معرفی شده‌اندجلال آل احمد 19 سال پس از زندگی مشترکش با سیمین دانشور درگذشت. سیمین بعد از جلال دیگر ازدواج نکرد و تا آخر عمر حلقه ازدواجش را در دست داشت. وقتی در خانه‌اش از جلال آل احمد حرف زدیم، نگاهی به اطراف انداخت و گفت: «این خانه یادگار جلال است. وقتی از امریکا برگشتم، این را ساخته بود.» و بعد سکوت کرد. او سال ۱۳۹۰ در همان خانه‌ای که یادگار جلال بود، درگذشت.


iran #تهران #ایران 
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 
#ايران #استان_تهران #دماوند #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه  #پردیس #ری #رباط‌_کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قدس #بهارستان #قرچک

شعري از شفيعي كدكني به بهانه ي سالروز قتل عام 30هزار گل پرپر شده در سال 1367


iran #تهران #ایران شعري از شفيعي كدكني به بهانه ي سالروز قتل عام 30هزار گل پرپر شده در سال 1367


سلام و تسلیت
خبر رسید
خبر رسید
صفای وقت تو باد ای قلندر تجرید
سلام، ای تو گذرگاه خون صاعقه ها
سلام و تسلیت روشنایی مشرق
سلام و تسلیت ابرها و دریا ها
سلام و تسلیت هر چه ساکن و جاری
سلام و تسلیت
اما نه
تهنیت آری
تو پاکبازترین عاشقی
درین آفاق
چه جای آن که
درین راه
تسلیت شنوی
قماربازی عاشق
که باخت هر چه که داشت
و جز هوای قماری دگر
نماندش هیچ
بزرگوارا
اینک بهار جان و جماد
شقایقان پریشیده در سموم تو را
هزار باغ
و هزاران هزار بیشه کند
چه بیشه های برومند سرخ رویان روی
که روزگار نیارد مثل ش  از آفاق
اگرچه طوفان
صدها هزار صاعقه را
پی دريدن این سرخ بیشه

تيشه كند!
iran #تهران #ایران 
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 

#ايران #استان_تهران #دماوند #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه  #پردیس #ری #رباط‌_کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قدس #بهارستان #قرچک

بنویس اسم مرا...


iran #تهران #ایران بنویس اسم مرا...

بنویس اسم مرا جزو بپا خاستگان
نه شکایت به لبم هست نه آه و نه فغان
راه را یافته‌ام حق مرا تا بدهند
خشم را یافته‌ام چاره‌ی این زور عیان
بنگر این قافله‌ی حاکم از سفره‌ی ما
بعد نان هم بربوده ست ازین پیکره جان
بنویس اسم مرا جزو جماعات قیام
که قیام است کنون چاره‌ی ما نسل جوان
گر که پرسند چه کس داده؟ فتوای قیام
گو بخوانید ز چشمان همه گرسُنگان
پتک داریم که با آن به سر شیخ زنیم
خیز جانا که گذاریم سرش بر سندان
هرچه شاخ و بر خشک است بروبیم ز دشت

شیخ با باد فراری نشود، کن طوفان!‏

iran #تهران #ایران 
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 
#ايران #استان_تهران #دماوند #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه  #پردیس #ری #رباط‌_کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قدس #بهارستان #قرچک

ياد و خاطره ي بيش از 30هزار شهيد راه آزادي در سال 67 كه خون پاكشان بر زمين ريخت گرامي باد


iran #تهران #ایران ياد و خاطره ي بيش از 30هزار شهيد راه آزادي در سال 67 كه خون پاكشان بر زمين ريخت گرامي باد


گرگها خوب بدانند در اين ايل غريب

گر پدر مُرد تفنگ پدري هست هنوز

گرچه مردان قبيله همگي كشته شدند


توي گهواره چوبي پسري هست هنوز

iran #تهران #ایران 
#قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک  #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #شیراز #تبریز #رشت#آبادان #اردبیل #مهاباد #سنندج #زاهدان #ایران #شیراز #تهران  #اصفهان #مشهد #تبریز #قزوين، #تنكابن #ایرانشهر #ساری #خوزستان #دزفول
#استان #دماوند #شهرستان #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه #پردیس #ری #رباط‌کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قرچک 
#ايران #استان_تهران #دماوند #اسلامشهر #شهرستان  #فیروزکوه  #پردیس #ری #رباط‌_کریم #شمیرانات #ورامین #پاکدشت #شهریار #ملارد #قدس #بهارستان #قرچک