‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران٫زن٫شعر٫شاعر٫ترانه٫میهن٫. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران٫زن٫شعر٫شاعر٫ترانه٫میهن٫. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ خرداد ۱۳, چهارشنبه

قلب آبي (وصف حال گلوله )



قلب آبي (وصف حال گلوله )
           نيمه شب گشتم رها        از لاي آتش افكن اهريمني
            تا بسوزم از نهيبم           قلب پاك سينه دل روشني
     گفتمش شرمم بود             زين طالع پستم ببخش
    اختياري نيست در من       رانده از دستم ببخش
كاش ميشد از قدر سر باز زد
ليك تقدير من اينست و چنين هستم ببخش
مرد اعدامي صدا زد بي بهاما ناگهان
كي خجسته سرب داغ و بي امان
راهمان تو ميگشايي بشتاب            كه سحر گشت و عيان شد آفتاب
                         تا درون قلب بي باكش شدم           در تماشا مست ادراكش شدم
آسمان قلبش آبي چشمه ها صاف زلال
بلبلان آوازه خوان وقمريان پر شور و حال
آفتاب آرمانش گرم و زرين هر كجا رخشنده بود
در دلش دنيا به رنگ ديگري خالي از زنجير و بند و بنده بود
گشته سبز باورش پيراهن دشت و دمن               سروها و لاله معنا ده چرخ و چمن
     آبشار  عشق جاري  دشتها سبز و بهاري             كهكشاني پر ستاره ، جاودان ، بي انتها
حكمران تنها خدا بود و خدا بود خدا بود خدا     



۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه

ايران - شعر با پیچش واژه‌یی در خلوت من

با پیچش واژه‌یی در خلوت من
چیزی بگو!
حرفی بزن!
تو این تماشاخونه که
اشک زمینه و زمان،
تو دهلیز هزار توی حجم خبر
سخت شده دیدن جهان...
چیزی بگو
حرفی بزن
صدا شو با لحظه‌های هزاره‌های فکر من...
تـو این تماشاخونه که
سخت شده دیدن جهان
رؤیامونو باید نگهداری کنیم
فکرامونو طالع بیداری کنم
تازه بشم
واسه رسیدن به هم
واسه کتابای سفید بکر عشق
الفبای بی‌حد و اندازه بشم...
تـو این تماشاخونه که
سخت شده دیدن جهان
چیزی بگو!
فلوتی از گلوی آزادی بزن
از تـه عاشقانه‌های دل تنگ
صدا شو! با پیچش واژه‌یی قشنگ...
«ترانه‌های میهن تلخ» مونو
تکلمه‌یی شو روی شونه‌های هق ‌هق خدا...
چیزی بگو!
نذار که پیچ و تاب واژه‌ها شدن
زبون خوب شعرا رو بسته کنه
نذار که این کهنه ‌قبای نظم سرد
پاهای راهیان فکر تازه رو خسته کنه
بذار که واژه‌ی عبور از این شب عمیق
فلوتی از گلوی آزادی باشه
بذار که واژه‌ها به فکر زندگی باشن
بذار که بی‌حدّی فکر واژه‌ها
حجم صدای ما باشه
بذار که واژه‌ها برن آدما رو خبر کنن
دستای باد
چنگ بزنه تـو گیس صبح
فکری
لباشو وا کنه
چشمی
الهه‌های آزادی‌مونو
پاسخ لحظه‌ی هزاره‌ها کنه...