#ایران - برای مینو مرتاضی: محاکمه مادران عاشق
مینو مرتاضیشش سال حبس و دوسال محرومیت از حقوق اجتماعی برای مینو مرتاضی فعال شناخته شده جنبش زنان و از بنیانگذاران مادران صلح!! با نگاهی به پرونده فعالیت های مینو مرتاضی و نقش مؤثر وی در ترویج گفتمان زنانه و مسالمت آمیز در عرصه مردانه سیاست و نیز در نهادسازی و شبکه سازی در جنبش زنان نشان می دهد که حضور خردمندانه او تا چه حد می تواند مورد حمله سیاست های نابخردانه گروه های تندرو باشد.
**********
برای مینو مرتاضی: محاکمه مادران عاشق

مینو پیش از این نیز زندان و دادگاه را تجربه کرده بود اما حکم ۶ سال حبس برای او، پرسش های بیشتری را در ذهن کسانی که از دور و نزدیک شاهد چهل سال تلاش مدنی اش برای دستیابی به برابری، صلح و عدالت بوده اند پیش آورده است. به نظر می رسد، آنگاه که مینو مرتاضی و دوستانش شادمان از حضور دوباره جامعه مدنی در نهادهای مدنی زنان و سخن از ادامه راه و پیگیری مطالبات مدنی می گفتند، گروهی دیگر در پی برنامه ریزی زیرکانه تر برای ادامه سیاست ها و حرکت های ایذایی / امنیتی هشت سال گذشته بوده اند.
نگاهی به پرونده فعالیت های مینو مرتاضی و نقش مؤثر وی در ترویج گفتمان زنانه و مسالمت آمیز در عرصه مردانه سیاست و نیز در نهادسازی و شبکه سازی در جنبش زنان نشان می دهد که حضور خردمندانه او تا چه حد می تواند مورد حمله سیاست های نابخردانه گروه های تندرو باشد. تحلیل و ارزیابی او از چگونگی عبور از مرزهای میان سنت و دستیابی به برابری، در تولید گفتمان های نوین در جنبش زنان تاثیر عمیقی داشته است.
تلاش های عملی او برای تابوشکنی از نقش های کلیشه ای زن و مرد، از عرصه نظر تا عمل در زندگی روزمره و حتی تا مراسم عزاداری و تشییع جنازه نیز تسری می یابد، آن هنگام که در تلخ ترین حماسه این سالها در هنگامه مرگ و مرثیه و دادخواهی سحابی ها، سیل اشکهایش بر صورت مهتابی «هاله سحابی» ریخته شد.[۱] و آن هنگام که شانه های استوارش به مهر و به تابو شکنی زیر تابوت «شهلا فرجاد » خم شد.[۲]
روزشمار زندگی مینو همچون روزشمار جنبش مدنی زنان در دو تقویم فرصت ها و تهدیدها شکل گرفته. انگار یکی در میان زندگی می کند و بابت لحظه به لحظه این زندگی جواب پس می دهد. یک پا در دادگاه و زندان و بازجویی، یک پا در راه تلاش برای آزادی و برابری و صلح…
- مینو مرتاضی در جمع هم اندیشی از ضرورت پی گیری مطالبات سخن می گوید.
- مینو مرتاضی به دادگاه احضار می شود.
- مینو مرتاضی به دیدار خانواده های زندانیان می رود.
- مینو مرتاضی تلفنی تهدید به دستگیری می شود.
- مینو مرتاضی برای طرح مطالبات به هر دری می زند.
- مینو مرتاضی برای ملاقات با نمایندگان به مجلس می رود.[۳]
- مینو مرتاضی برای ارائه پاره ای از توضیحات به بازجویی احضار می شود.
- مینو مرتاضی برای تهیه وثیقه برای زندانیان سیاسی و عقیدتی از همه دوستان و آشنایان کمک می خواهد.
- مینو مرتاضی از ورود مأموران امنیتی به خانه اش بدون ارائه مجوز رسمی، جلوگیری می کند.
- مینو مرتاضی دلسوزانه به تشییع جنازه غواصان سی سال زنده به گور جنگ می رود. ابلاغ دادگاه و برگه های محکومیت اش را در گوشه ای از کیف دستی اش جا میدهد. مشت بالا می گیرد و برای این غواصان دست بسته در برابر ظلم و وقاحت جنگ آرزوی رهایی و آرامش ابدی می کند.
مینو مرتاضی سالهاست که در خانه اش را به روی آزادی، برابری، صلح و مدارا، گشوده و هنوز و همچنان با رویی گشاده در میان دروازه پُرمهر این خانه در انتظار مادران صلح و زنان برابری خواه ایستاده است.
هم در آن خانه دیر آشنا و مهربان هنوز می نویسد، می خواند و سخن می گوید. هموست که فریاد می زند: «اجازه ندهید گلوله های جنگ طلبان با نشانه رفتن سربازان، قلب مادران را بشکافند و به خاک و خون بکشانند. چرا که جهان بدون قلب های تپنده و عاشق مادران، مردابی یخ زده بیش نیست.»[۴]
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر